جوجه رنگی کوچولو

نامه ای از جانب خدا

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...
 
دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...
 
دوست و دوستدارت: خدا 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧ - میثم

آخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا وقتی ازت ناامید میشم
چرا وقتی به نبودنت عادت میکنم
چرا وقتی اشکامو باز میریزم به باد ایام
چرا وقتی همه حرفام با خودمه و کسی نیست جوابش بده
چرا وقتی از دنیان ناامید میشم
چرا وقتی از اومدنت دست میشورم
چرا وقتی میخام دغتر خاطرات رو ببندم
چرا
چرا
اون لحظه یه نشونی از خودت میدی
چرا ؟
چرا هستی و من نمیبینمت؟
چرا میدونم هستی و اما عادت نمیکنم به این بودنت
نمیدونم
چرا همیشه توی تاریکترین روزام زمزمه های توست که روزامو روشن میکنه
چرا؟
چرا فکر میکنم زندگی اینه؟
چرا به این بودن عادت کردم

میدونم نمیای

میدونم تنهام گذاشتی به خاطر  خستگی

میدونم تولد نو خودتو>  خیلی زود ازم خاموش کردی

دیگه نمیدونم برم یا بمونم

 
سحته با رویا بودن
اما من با محال هستم و زندگی میکنم

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧ - میثم

پادشاه دانا و انتخاب نخست وزیر

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند. چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید».
پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند.
نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود. آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،
باز شد و بیرون رفت!
و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد!
که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته.
وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته.
من نخست وزیرم را انتخاب کردم». آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند:
«
چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی کرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست
مسئله را حل کند؟» مرد گفت: «مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین
سؤال و نکته ی اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟
نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛
هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».
پادشاه گفت: «آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید.
این مرد، می داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد».


این دقیقا مشابه وضعیت بشریت است، چون این در هرگز بسته نبوده است

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧ - میثم

فقط عکس

امروز میخوام چند تا عکس بذارم

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧ - میثم

عکسای خوشکل ..........

امروز براتون چند تا عکس خوشکل گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد.

 

 

 

 

 

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه. به نظر من که آدم اگه قیافش اینطوری باشه عیب نداره خدا کنه قلبش صاف باشه.

دروغ میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧ - میثم

فال با قرآن

در بیان تفأل به کلام الله مجید به حروف هجاء »

( فال با قرآن )

شمر از سطر هفت از هفتمین «ان»
عقیدترا بران ای صاحب فال
ز
«ب»
از منعمانت ، فتح بابست
ز
«ث» دنیا و دین بر دست می آر

ز «ح» از اقربا ، جام خوشی نوش
ز
« د »
اصحاب دولت را خبرگوی
ز
« ر »
نیکی بود ، شادان نشینی
ز
«س»
بینی سعادتهای بی حد
ز
«ص»
ای خواجه ، صبر و مکث باید
ز
«ط»
زاهد شوی ، تقوی برانی
ز
«ع»
امر محبتها عیان است
ز
«ف»
شادی تو را باشد به هر حال
ز
«ک»
ایمن نباید بود از هول
ز
«م»
آید ملامتهای مشهود
ز
«واو »
ت هست نعمت توی در توی
ز
« لا»
تشویش باشد نی نه چندان
که خشنود انی از نعم المابی

 

 

گشا مصحف،ورق زان هفت گردان
ز هفتم سطر،حرفِ اولست قال
چو فال آید
« الف »
خیر و صواب است
چو
«ت»
آید ، بباید توبه زان کار
چو
«ج»
آید ، بکن جهدی و می کوش
چو
«خ»
آید، امان از خوف میجوی
چو
« ذ »
آید، تو خود آن خوار بینی
چو
« ز »
آید، بیابی مالِ بی عدّ
چو
«ش»
آید، خصومت پیشت آید
چو
«ض»
آید،در آن کار است گرانی
چو
« ظ »
آید، ظفر بر دشمنان است
چو
«غ »
آید، خطر باشد،بده مال
چو
«ق»
آید، شوی مقبول در قول
چو
«ل»
آید ، برآید حاجتت زود
چو
«ن»
آید، بود آن کار نیکوی
چو
«ه»‌آید ، خدا خشنود و
خصمان
چو
«ی» آید ، زغایب مژده یابی

 

نحوه گرفتن فال :

با وضو قرآن را بدست بگیر، آن را زیارت کرده و با توجه به نیتی که در دل داری ،
صفحه ای از کتاب خدا را باز کن. از آن صفحه ، هفت ورق جلو برو. بعد از آن ، از ابتدای صفحه، هفت سطر بشمر و پایین بیا. بعد در میان سطرهای بعدی ، هفت بار کلمه
 « ان » را پیدا کن. بعد از یافتن هفتمین بار از کلمه « ان » ، دوباره هفت سطر بشمر و جلوتر برو. ابتدای سطر هفتم از هفتمین کلمه « ان » که پیدا کرده ای، اولین حرفی که سطر با آن شروع شده، معنی فال توست. آن را با فال بالا معنی کن!

موفق باشی و فالت نیک انشاءالله!

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧ - میثم

چند تا کد برای موبایل

#شماره*61**
divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی ( no Reply )به تلفن زده شده.

#شماره*67**
divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی

 

دکمه pen
رفتن به حال
safe mode - گوشی را خاموش کرده و دکمه فوق را گرفته و گوشی را روشن می‌کنیم تا زمانی که برنامه گوشی بالا بیاد.

 

#30#*
شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.

#67705646#*
در گوشیهای مدل 3310 و 3330 لگوی شبکه را حذف میکند (
IR-TCI )

#73#*
تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازیها را
Reset میکند.

#746025625#*
نمایش وضعیت سرعت
clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.

#2640#*
کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی 12345میباشد.

#7780#*
RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای. مناسب برای زمانیکه گوشی قاطی کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند (ریست گوشی بدون حذٿ برنامه ها) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.

#7370#*
فرمت گوشی یا همون مستر ریست . مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده است. درواقع این کد درایو
C گوشی را ٿرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.

#43#*
کنترل حالت)
call waiting انتظار گوشی).

#61#*
کنترل شماره ای که به عنوان
divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعیین گردیده است.

#62#*
کنترل شماره ای که به عنوان
divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد( آنتن نباشد) تعیین گردیده است.

#67#*
کنترل شماره ای که به عنوان
divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ، تعیین گردیده است.

#شماره*21**
divert به شماره مورد نظر در هر حالتی.

 

اول طریقه استفاده این کدها رو بگم . شما با این کدها مانند شماره تلفن رفتار میکنید . بعد هم کلید سبز رو میزنید ( تو بعضی گوشی ها )

موضوع دیگه اینکه این کد ها رو از چپ به راست وارد کنید.

#06#*
سریال نامبر گوشی را نشان میدهد (
IMEI )

#92702689#*
نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید. ( روی گوشی 3310 – 3660 )

#3370*
با این کد شما از حالت
EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت .
بر روی گوشی نوکیا 3310 آزمایش شد و عمل کرد . 

#3370#
حالت
EFR را غیر فعال میسازد.

#4720#*
گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار می‌دهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.

#4720#*
حالت قبل را غیر فعال میسازد.

#0000#* و یا #9999#*
ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار ، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧ - میثم

عشق قدیمی

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧ - میثم

کاش ...

 

کاش میدانستی، بعد از آن دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی بودم
خبر دعوت دیدار، چو از راه رسید
پلک دل باز پرید
من سراسیمه به دل بانگ زدم
آفرین قلب صبور، زود برخیز عزیز
خاطرم را گفتم : زودتر راه بیفت
هر چه باشد، بلد راه تویی
ما یک عمر بدین خانه نشستیم و تو تنها رفتی
بغض در راه گلو گفت : مرحمت کم نشود
گویا با من بنشسته دگر کاری نیست
جای ماندن چون دگر نیست، از اینجا بروم
مژده دادم به نگاهم، گفتم : نذر دیدار قبول افتاده است
و تپش های دلم را گفتم : اندکی آهسته، آبرویم نبری
عقل، شرمنده به آرامی گفت : راه را گم نکنیم!!
خاطرم خنده به لب گفت : نترس ، نگران هیچ مباش
سفر منزل دوست، کار هر روز من است
چشم بر هم بگذار، دل تو را خواهد برد
...
وه چه رویای قشنگی دیدم
خواب، ای موهبت خالق پاک
خواب را دریابم
که تو در خواب، مرا خواهی خواست
که تو در خواب، مرا خواهی خواند
و تو در خواب، به من خواهی گفت :تو به دیدارمن آ
آه، کاش میدانستی
بعد از این دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی دارم
پلک دل باز پرید
خواب را دریابم
من به میهمانی دیدار تو می اندیشم ...

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧ - میثم

شاعرانه

بیا در کوچه باغ شهر احساس
شکست لاله را جدی بگیریم
اگر نیلوفری دیدیم زخمی
برای قلب پر دردش بمیریم
بیا در کوچه های تنگ غربت
برای هر غریبی سایه باشیم
بیا هر شب کنار نور یک شمع
به فکر پیچک همسایه باشیم
بیا ما نیز مثل روح باران
به روی یک رز تنها بباریم
بیا در باغ بی روح دلی سرد
کمی رویا ی نیلوفر بککاریم
بیا در یک شب آرام و مهتاب
کمی هم صحبت یک یاس باشیم
اگر صد بار قلبی را شکستیم
بیا یک بار با احساس باشیم
بیا به احترام قصه عشق
به قدر شبنمی مجنون بمانیم
بیا گه گاه از روی محبت
کمی از درد لیلی بخوانیم
بیا از جنگل سبز صداقت
زمانی یک گل لادن بچینیم
کنار پنجره تنها و بی تاب
طلوع آرزوها را ببینیم
بیا یک شب به این اندیشه باشیم
چرا این آبی زیبا کبود است
شبی که بینوا می سوخت از تب
کنار او افق شاید نبوده ست
بیا یک شب برای قلبهامان
ز نور عاطفه قابی بسازیم
برای آسمان این دل پک
بیا یک بار مهتابی بسازیم
بیا تا رنگ اقیانوس آبیست
برای موج ها دیوانه باشیم
کنار هر دلی یک شمع سرخست
بیا به حرمتش پروانه باشیم
بیا با دستی از جنس سپیده
زلال اشک از چشمی بشوییم
بیا راز غم پروانه ها را
به موج آبی دریا بگوییم
بیا لای افق های طلایی
بدنبال دل ماهی بگردیم
بیا از قلبمان روزی بپرسیم
که تا حالا در این دنیا چه کردیم
بیا یک شب به این اندیشه باشیم
به فکر درد دلهای شکسته
به فکر سیل بی پیایان اشکی
که روی چشم یک کودک نشسته
به فکر سیل بی پایان اشکی
که ر.ی چشم یک کودک نشسته
به فکر اینکه باید تا سحرگاه
برای پیوند یک شب دعا کند
ز ژرفای نگاه یک گل سرخ
زمانی مرغ آمین را صدا کرد
به او یک قلب صاف و بی ریا داد
که در آن موجی از آه و تمناست
پر از احساس سرخ لاله بودن
پر از اندوه دلهای شکیباست
بیا در خلوت افسانه هامان
برای یک کبوتر دانه باشیم
اگر روزی پرستو بی پناهست
برای بالهایش لانه باشیم
بیا با یک نگاه آسمانی
ز درد یک ستاره کم نماییم
بیا روزی فضای شهرمان را
پر از آرامش شبنم نماییم
بیا با بر گ های گل سرخ
به درد زنبقی مرهم گذاریم
اگر دل را طلب کردند از تو
مبادا که بگویی ما نداریم

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦ - میثم

باز هم برنامه

برنامه ای برای دیدن کانال های تلویزیون در گوشی شما

البته باید به اینترنت وصل باشید و به GPRS نياز داره.

حتما چيز جالبيه مخصوصا اونايي كه gprs مجاني دارن

دانلود

*********************************************************

اوقات شرعي (نسخه 3.5)

برنامه محاسبه اوقات شرعي شهرهاي ايران با امكان پخش اذان با صداي مرحوم رحيم موذن زاده اردبيلي) با فرمت جاوا

امکانات :
- تفکیک تنظیم تاریخ و انتخاب شهر
- نمایش مدت زمان باقیمانده تا اولین وقت اذان و همچنین برای طلوع خورشید
- امكان پخش هشدار n دقيقه قبل از اذان صبح (يكي از كاربردهاي آن بيدار شدن براي سحر در ماه مبارك رمضان)
- زدن آلارم کوچک و انجام لرزاننده یا ویبراتور قبل از هشدار یا اذان
- نمایش نیمه شب شرعی

دانلود

فایل مورد نظر بصورت فشرده با پسوند های Zip یا Rar میباشد . لذا بعد از دریافت فایل ، آن را از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث یا کابل و یا دستگاه کارت ریدر برروی گوشی موبایل خود Install نمایید .

**************************************************

Post برنامه موبایل سخنگو (100% واقعی)

http://rapidshare.com/files/65620534...ianOS.zip.html لینک بالا مربوط به یه برنامه ی نوکیاست که اگه دانلود کنید و تمام فایل های برنامه رو روی گوشیتون نصب کنید موبایلتون حرف می زنه و تمام نوشته های انگلیسی گوشی رو می خونه.از قبیل smsیا همون پیامک!!!-منو و ... بعد از نصب 3 ایکون رو گوشی میاد که یکی مال به کار انداختن برنامه یکی تنظیمات و دیگری مال قطع برنامه است.اگر از برنامه بیش از 10 دقیقه استفاده کنید قطع میشه تا یه بار گوشی رو خاموش و روشن کنید.
************************************************
برنامه اذان گوی بلال به صورت رایگان از سوی بنیاد علوم و معارف اسلامی برای گوشی های تلفن همراه عرضه شده است و برای اولین بار در نمايشگاه بين المللی قرآن کريم برای استفاده عموم مردم به نمايش گذاشته شد. این برنامه ی فارسی قابلیت های فوق العاده ای دارد که در زیر به معرفی چندی از این قابلیت ها میپردازیم.

قابلیت های برنامه :
- پخش اذان به صورت اتوماتیک
- قابلیت هشدار برای بیداری قبل از اذان و یا طلوع آفتاب
- قابلیت پخش 2 نوع اذان
- امکان نمایش اوقات شرعی بیش از 30 شهر از کشورمان در صفحه نمایش
- قابلیت تنظیم برای اکثر شهر ها

این برنامه به صورت جاوا میباشد و بر روی اکثر گوشی هائی که جاوا پشتیبانی میکند قابل نصب میباشد.

دانلود
**********************************************
Periodic Table

جدول تناوبی عناصر شیمی ؛ این برنامه اطلاعات کامل عناصر شیمی را دارا می باشد و در سر جلسه امتحان بهترین کمک برای شما محسوب می شود !

دانلود

فایل مورد نظر بصورت فشرده با پسوند های Zip یا Rar میباشد . لذا بعد از دریافت فایل ، آن را از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث یا کابل و یا دستگاه کارت ریدر برروی گوشی موبایل خود Install نمایید .
 
***********************************************
این برنامه از جمله کار آمد ترین برنامه های سیستم عامل سیمبین است که با آن دیگر نگران کمبود فضای حافضه گوشیتان نخواهید بود.
در این برنامه می توانید هر فایلی را فشرده کنید.اگر برنامه ای را با آن فشرده کنید برای اجرای آن احتیاج به استخراج آن از حالت فشرده (EXTRACT) نیستید.بلکه برنامه آنرا بصورت خودکار استخراج و اجرا می کند، پس از بستن آن خود برنامه آنرا دوباره فشرده می کند.

دانلود

فایل مورد نظر بصورت فشرده با پسوند های Zip یا Rar میباشد . لذا بعد از دریافت فایل ، آن را از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث یا کابل و یا دستگاه کارت ریدر برروی گوشی موبایل خود Install نمایید .

**********************************************
برنامه احكام همراه با فرمت جاوا که شامل رساله 9 تن از مراجع مي باشد.

اسامی مراجع همانطور که در نرم افزار آمده:
1- امام خمینی
2- آیت الله خامنه ای
3- آیت الله تبریزی
4- آیت الله مکارم شیرازی
5- آیت الله صانعی
6- آیت الله صافی گلپایگانی
7- آیت الله اردبیلی
8- آیت الله سیستانی
9-آیت الله فاضل لنکرانی


دانلود

فایل مورد نظر بصورت فشرده با پسوند های Zip یا Rar میباشد . لذا بعد از دریافت فایل ، آن را از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث یا کابل و یا دستگاه کارت ریدر برروی گوشی موبایل خود Install نمایید .
**********************************************

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۸ دی ۱۳۸٦ - میثم

دانلود برنامه

امروز چند تا برنامه و دانلود براتون می گذارم.

----------------------

گوشی موبایل خود را به راحتی به یک ماساژور تبدیل کنید!

نرم افزار Massage Vibra یک نرم افزار جاوا و بسیار جالب است که گوشی موبایل شما را به یک ماساژور تبدیل می کند. طریقه کار این نرم افزار بدین صورت است که با استفاده از ویبره گوشی موبایل و تضعیف و تقویت آن نوعی ماساژ به بدن شما می دهد. در خود نرم افزار بخشی وجود دارد که شما را راهنمایی می کند.فرمت این نرم افزار جاوا است و روی اکثر گوشی ها اجرا می شود

دانلود                 حجم:۴۰ KB

----------------------------------------------------------------------------------------------

 SkyZone Duke Nukem Bikini Project

بازي جذاب و قديمي دوك براي گوشي هاي نوكيا

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

----------------------------------------------------------------------------------------------

جدید ترین ورژن یاهو مسنجر

خوب اينم از جدید ترین ورژن یاهو مسنجر که دیگه همه هر روز باهاش کار میکن .
این ورژن بتا میاشد ... و توی این ورژن قیافه اش قشنگ تر شده ... من دیگه هیچی نمیگم .
توصیه میکنم که حتما دانلود کنید !

دانلود :
http://beta.messenger.yahoo.com/

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۸ دی ۱۳۸٦ - میثم

شوخی با خواننده ها

داستان عاشقی و آهنگهای خوانندگان (ستار،داریوش،اندی،معین،هایده،گوگوش،ابی،عارف(
 
به قول عارف:"یه روز دو تا چشم سیاه اومد تو سرنوشتم... عاشق شدم رو قلب خود اسم اونو نوشتم" .  دیوانه وار رفتم پی اون دو تا چشم سیاه، ولی متاسفانه من رو تحویل نمی گرفت. دوستم ستار رو دیدم ، بهم گفت برو بهش بگو: "... چرا تو جلوه سازه ای؟ بهار من نمیشوی؟  چه بوده آن گناه من، که یار من نمیشوی؟..." . یه کم خوشش اومد اما هنوز منو به بازی می گرفت . یکی از بهترین رفقام داریوش رو دیدم ، گفت برو اینو بهش بگو>>" کوه و میذارم رو دوشم، رخت هر جنگو میپوشم، موج و از دریا می گیرم، شیره ی سنگو میدوشم... اگه چشمات بگن آره، هیچ کدوم کاری نداره" .خلاصه بعد از این همه تلاش چشماش گفتن آره و منو قبول کرد.خیلی کیف داشت، دنیا به کامم بود. از قول اندی بهش می گفتم که:" اگه باشی تاجی بر سر، یا که از ذره ای کمتر، دل من داغ تو داره، تا ابد تا روز آخر، نه فقط عاشقت هستم، مرحمی رو قلب خستم، این تویی که می پرستم، سرسپرده ی تو هستم..." . خلاصه مدتی به خوشی گذشت و به قول دوستم معین:"... اما پس از اون آشنایی، از گرد راه اومد جدایی... رفتی و چشم به رام گذاشتی، تو این قفس تنهام گذاشتی..." ، آره، معین درست می گه ، رفت و منو چشم به راه گذاشت، در حالی که من در اوج عشق بودم. عقلم دیگه کار نمیکرد. معین گفت برو بهش بگو:" من که عمرم را به پایت ریختم، زندگی ها را به پایت ریختم، من که با خوب و بد تو ساختم، آبرویم را به خاک انداختم...دیگر چه خواهی؟..." .

 اما اون منو مثل یه آدامس مصرف شده که دیگر طعمی نداره بیرون انداخت. دیگه زندگی واسم معنا نداشت. یه نامه براش فرستادم و توی اون از قول هایده، دوست قدیمیم نوشتم:" تا به تو تکیه کردم، پشتمو خالی کردی، تو رسم دل شکستنو، بد جوری حالی کردی...". در حالی که داشتم با یاد و خاطرات روزای خوب گذشته افسوس می خوردم اندی رو دیدم که بهم گفت:" حیف که اون روزای خوب خیلی زود تموم شدن، با یه چشم به هم زدن همشون ویرون شدن..." . در اوج سر در گمی دوست خوبم گوگوش رو دیدم، گفت برو و اینجوری ازش خواهش کن:" ... کمکم کن، کمکم کن، نذار اینجا بمونم تا بپوسم... کمکم کن،کمکم کن، نذار اینجا لب مرگو ببوسم..." . اما اون به التماس های من خندید و رفت. دیگه چاره ای نداشتم. از خود بیخود شدم و رفتم در خونشون و از قول معین این گونه فریاد زدم:" در جان عاشق من، شوق جدا شدن نیست...خو کرده ی قفس را میل رها شدن نیست" . در حالی که هنوز کمی امید داشتم که برگرده داریوش رو دیدم که بسیار قاطع بهم گفت:" اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد...تا قیامت دل من گریه می خواد..." با این حرف داریوش دیگه نا امید شدم. یه شب رفتم پیش ابی، واسم داستان یه برج عاشق رو گفت و آتیشم زد:"...باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشید، التماس و اشتیاق و ته چشم برج ندید..." آره، راست می گفت. یاد یکی از حرفای ستار افتادم که می گفت:"...اما خیلی دیر دونستم ،تو فقط عروسکی...کور و کر بازیچه ی باد مثل یک بادبادکی، دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم،تو رو خیلی دیر شناختم، وقتی که تموم شدم" . رفتم پیش داریوش، نصیحتم کرد:" دل من دیگه خطا نکن، با غریبه ها وفا نکن..." . بعدشم یه نامه نوشت تا بهش بدم:" عاقبت ظلم تو رو یه روز تلافی میکنم، اشکامو پاک می کنم با دل تبانی می کنم...اگه اون روز برسه منم برات ناز میکنم، با غم و غصه و دردم تو رو دمساز میکنم" . بعد از گذشتن چند ماه تو خیابون دیدمش و از قول ویگن گفتم:"...دیگه نیستی اونی که واسش میمردم یه روزی...پشیمونم که چرا دل به تو دادم یه روزی..." . و حالا هم به این آهنگه هایده گوش میدم که میگه:" خوردم قسم تا بعد از این با چشم باز عاشق شوم، حالا که آمد دیگری من میروم،من میروم...

 

زن یعنی :

 اگر او را ببوسيد ، شما يك آقا نيستيد.
اگر او را بنويسيد ، اصلاً مرد نيستيد !
اگر از او تعريف كنيد ، او فكر مي كند دروغ مي گوئيد و قصد فريب دادن او را داريد .
اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس براي چه خوبيد ؟!
اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد .
اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمي كنيد .
اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلي عجول هستيد .
اگر او را زياد ملاقات نكنيد ، او شما را متهم به خيانت مي كند .
اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد .
اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد .
اگر كوشش كنيد تا رابطه اي دراماتيك بسازيد ، او مي گويد قدر او را نمي دانيد .
اگر كوشش نكنيد ، او فكر مي كند دوستش نداريد .
اگر يك دقيقه تأخير كنيد ، او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است .
اگر او تأخير كند ، خواهد گفت كه اين يك روش زنانه است !
اگر مرد ديگري را ملاقات كنيد ، شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد !
اگر او را با خانوم ديگري ملاقات كنيد ، خوب اين كاملاً طبيعي است آنها زن هستند !
اگر فقط گاهي او را ببوسيد ، او ادعا خواهد كرد كه شما كاملاً سرد هستيد .
اگر زياد او را ببوسيد ، او فرياد خواهد زد كه داريد از او سوء استفاده مي كنيد !
اگر به زن ديگري خيره شويد ، شما را به چشم چراني متهم مي كند !
اگر او به مرد ديگري خيره شود ، خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند !
اگر صحبت كنيد ، آنها مي خواهند كه شنونده باشيد .
اگر شنونده باشيد ، آنها مي خواهند شما صحبت كنيد

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۳٠ آذر ۱۳۸٦ - میثم

تو را من چشم در راهم

هر قصه یک ترانه
              
هر ترانه خاطره ای دیگر
                                               
هر عشق یک ترانه ی بیدار است............

....من شعر می نویسم
 
تو با ترانه های عاشق من ، عاشق
تو با ترانه های تشنه ی من ، دریا
                                
بر پنج خط ساز سفر ،‌ زخمه می شوی
تو گریه می کنی
تو لحظه های شعر مرا ،‌ در خویش تجربه کرده
                  
یعنی مرا در بدترین و بهترین دقایق بودن تکرار می کنی
یا با ترانه های من بر لب
                 
در مصاف جلادان به مسلخ خویش می شتابی
یعنی که با منی
                     
دیروز
                            
امروز
                                    
تا هنوز و همیشه ...
ایا زبان متشرک این نیست ؟
                       
آن زبان تازه که می گفتم ؟
                                               
ایا زبان مشترک این نیست ؟

----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا

 تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها

تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها

 تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا

تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا

تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا

تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها

 تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا

تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٦ - میثم

اشک عاشق ديدنی نيست

هميشه طرفدار عشق پاک باش چون کم يابه...

 

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که

 نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد

چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم:يه

خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار گفتي

به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم

اون دور دورا ايستادي به من ميخندي

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم

مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦ - میثم

حرف عاشق

محبت قوجالماز

عشق آزالماز

دوست آیرلماز

یاخچلق یرده قالماز

دوست دوستی آتماز

تقدیم السون قارداش کیمین دوستلارا ٬ ایسترم خاتیروی قاراداش.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦ - میثم

قوی عشق

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند که این مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش باز کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦ - میثم

عشق يعنی ...

عشق يعني لايق مردم شدن ...

          عشق يعني با خدا هم دم شدن ...

                    عشق يعني جام لبريز از شراب ...

                              عشق يعني تشنگي يعني سراب ...

                    عشق يعني خواستن و له له زدن ...

          عشق يعني سوختن و پر پر زدن ...

 عشق يعني سال هاي عمر سخت ...

          عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ ...

                    عشق يعني با " خدا يا " ساختن ...

                              عشق يعني چون هميشه باختن ...

                    عشق يعني حسرت شب هاي گرم ...

           عشق يعني ياد يک روياي نرم ....

عشق يعني يک بيابان خاطره ...

          عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره ...

عشق يعني گفتني با گوش کر...

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦ - میثم

عشق يعنی ديوانگی

 

  صداي چکش سرخ فام به همه حاضرين فهماند که دادگاه رسميست و متهم هم خداوند جهان آفرينتنده موجودات
قاضي نعره زد متهم را به جايگاه بياوريد
اما منشي دادگاه اعلام کرد متهم غايب است
و قاضي باز نعره زد عيب ندارد و ما هم در غياب متهم به اتهاماتش رسيدگي مي کنيم و حکم غيابي صادر خواهيم کرد
:قاضي رو به حاضرين کرد و گفت موارد اتهامي خداوند به شرح ذيل مي باشد
متهم به چه حقي انسانها را آزاد گذاشت
متهم به چه حقي به انسانها حق انتخاب راه بد را داد
متهم به چه حقي اعلام کرد که همه انسانها برابرند
متهم به چه حقي ثروت را حق همه مي داند
متهم به چه حقي ما را که عمري براي دينش جان کنده ايم رها کرده و با همه انسانهاي گناهکار يکي مي داند!؟ و با چه جراتي اين بي عدالتي را انجام مي دهد!؟
خداوند متهم است به سوء استفاده از قدرت خدائيش
خداوند متهم است و بايد پاسخگو باشد که چطور چنين چيزي ممکن است که انسانهاي فقير حق خود را از ما بخواهند
انسانهاي فقير و پليدي که جز دزدي کار ديگري ندارند
خداوند متهم است و بايد پاسخگو باشد و اگر نتواند پاسخگو باشد من امروز او را در همين دادگاه ودر مقابل همه شما از خدائي خلعش مي کنم و خداي ديگري انتخاب خواهم کرد
خداوند متهم است که آزادي به انسانها داد که هر غلطي که مي خواهند انجام بدهند و کار ما را سخت کرد
خداوند متهم است به مهرباني بيش از حد که ظلم به انسانهاست
خداوند متهم است به کفران نعمت بخاطر آفرينش اينهمه کهکشان و کره در صورتي که براي ما انسانها تنها بايد يک کره زمين و بهشت و جهنم را مي آقريد و حداکثر خورشيد و ماهي که روز را گرم و شب را روشن کند تا دزدان در امنيت نباشند
خداوند متهم است به آفرينش عشق تا امروز اينچنين کار ما با اين جوانهاي هميشه احمق سخت شود
خداوند متهم است به 000
به ناگاه فردي ژنده پوش از بين حضار در دادگاه بلند شد و گفت : خداوند من همه صحبتهايش را در کتابهاي آسمانيش گفته
شما حق نداريد خداوند عشق را متهم کنيد
و مرد ژنده پوش در حالي که اشک در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد
شما حق نداريد خداي مرا متهم کنيد بخاطر خوب بودنش
من وکيل خداوند خواهم بود و يکي يکي سوالات شما را پاسخگو خواهم بود
قاضي نگاهي سراپا تحقير به مرد ژنده پوش انداخت و گفت : آيا تو بي مقدار وکيل همان خداوندي هستي که ادعا مي کند همه ثروتهاي جهان آفريده اوست !؟
و قاضي بدون اينکه متتظر پاسخ وکيل باشد ادامه داد : خداوندي که به همه موجوداتش نعمت و پول فراوان مي دهد آيا وکيل ثروتمند تر از تو پيدا نکرد تا در اين دادگاه به اين عظمت و در جمع هيئت منصفه با شخصيت و با اصالت اينچنين تحقير نکند ما را بخاطر هم صحبت شدن با يک گدا زاده
و وکيل گفت : اي قاضي ! خداوند بنا بر گفته خودش مرا ثروتمند ترين انسان روي زمين قرارداده . اما از آنجا که تعريف شما از ثروت چيز ديگريست ، پس نمي توانيد ثزوت مرا ببينيد
و خداوند من ثروتمند ترين بنده اش را نزد شما فرستاده ، اما شما کوردلان چشم دل نداريد تا ببينيد ثروت بيکران مرا که عشق است
و قاضي نعره زد : اي وکيل گدا زاده ! حد خودت را بشناس و پا را از گليم چند سانتي خود فراتر نگذار و تنها به سوالاتي که از تو پرسيده مي شود پاسخ بده
و وکيل که از نظر من نويسنده اين «حقيقت داستاني» که در دادگاه بودم يک فقير ثروتمند بود ادامه داد
و من امروز با همه دانشم که عشق من است در برابر شما هستم تا همه اتهامها را با دليل عشق که موجه ترين و روشن ترين برهان است رفع کنم و وکالت متهمم که خداي من است را بر عهده گيرم
پس لطفا يک به يک اتهامها را بگوئيد تا از متهمم رفع اتهام کنم
و قاضي نعره زد : اولين اتهام خداوند اين است که به چه حقي پس از آفرينش انسان به خودش تبريک گفت بخاطر آفرينش انسان . در حالي که انسانهاي پست و گناهکاري در اين جهان هستند که به خاطر فقر دزدي مي کنند . آيا شکم اينقدر ارزش دارد که بخاطرش دزدي کنند و گناه کنند
خداوند چرا به خودش تبريک گفت بخاطر آفرينش يک دزد فقير
اين هم مدرک که در آخرين کتابش گفته : فتبارک الله احسن الخالقين
و متهم پاسخ داد : اي قاضي در ابتدا خدا را سپاس مي گويم که لااقل قبول داري که اين قرآن گفته اوست
و اگر خداوند به خودش تبريک گفت بخاطر آفرينش نوع بشر بود نه دزدي که شما با ثروت اندوزي حق او را خورديد تا از سر ناچاري به دزدي پناه آورد
و قاضي گفت اي وکيل براي بار چندم است تذکر مي دهم حواست به گليم خودت باشد
همچنين دليل تو رد است و اين اتهام پابرجا که با بررسي ساير اتهامها در نهايت راي لازم صادر خواهد شد
اما اتهام دوم
موکل شما به چه حقي اعلام کرد که انسان آزاد است تا گناه کند و کفر بگويد
و وکيل پاسخ داد : اي قاضي ! خداوند من به اين خاطر همه را آزاد آفريد تا کارهاي آنها ارزش داشته باشد
زيرا عبادت از روي اختيار ارزش دارد تا عبادت با چوب و چماق و دور از گناه بودن
پاک ماندن در يک فضاي بدون گناه شق القمر نيست
انساني که بخاطر ترس از گناه از جامعه فرار مي کند و دست به هيچ کاري جز عبادت نمي زند از نظر خداي من يک عابد نيست بلکه يک انسان ترسوست
و قاضي ادامه داد : دهان کثيفت را ببند اي وکيل ! تو داري علنا به ما توهين مي کني و مارا ترسو مي خواني احمق
اين اتهام هم رفع نشد و اضافه شد به اتهام اول که در هر دو مورد جرم ثابت شده است
اما اتهام سوم : به چه حقي خداوند حق انتخاب راه بد را به انسانها داد
و وکيل پاسخ داد : به اين خاطر که اگر راه بد وجود نداشت که ديگر انتخاب معنا نداشت و خوب بودن ارزش نبود
زيرا اگرهمه خوب بودند که ديگر چه نياز به آزمايش خوبها بود
شما فرشتگان را در نظر بگيريد چه بي مقدارند در مقايسه با انسان که شب و روز فقط چاپلوسي مي کنند
و خداوند به اين خاطر بود که به خودش بخاطر آفرينش انسان تبريک گفت
و خداوند به اين خاطر راه بد را آفريد تا به افرادي مثل شما ثابت کند که کافران مومن چه پليدند که امروز خدايشان را با کارهايشان محاکمه مي کنند
قاضي نعره اي سر داد و از جايگاه خود برخاست تا وکيل را مجازات کند اما سايرين مانع شدند و در خواست بخشش کردند
و قاضي نعره زد افسوس که اکنون زمان محاکمه خداوند است و در پايان دادگاه حتما تو را مجازات خواهم کرد
اما اتهام سوم : چرا خداوند کفران نعمت کرد و اينهمه کهکشان و ستاره و سياره آفريد در حالي که يک زمين و بهشت و جهنم و خورشيد و ماه کافي بود
و وکيل پاسخ داد : اي قاضي خداوند هيچ چيز را بدون دانش و بيخود نيافريده ،و بدان تو اگر بر تاثير ستارگان بر روي زندگي و آينده جامعه بشر دانش داشتي يقينا تنها همين دانش براي شناخت و پرستش خداوند کافي بود
و تو چه مي داني که در کهکشانهاي ديگر چه موجودات مرئي يا نامرئي زندگي مي کنند!؟
پس لطفا در مورد چيزي که شعورش را نداري سخن مران
و قاضي چکش را به سوي مرد ژنده پوش پرتاب کرد تا مثل قبل چکش هم از خون سر مرد ژنده پوش لعاب گيرد
و قاضي رو به مرد کرد و گفت اين اتهام هم ثابت شد و حال اتهام چهارم
خداوند به چه حقي شيطان را آفريد تا امروز بر خلاف ما کار کند و مايه رنجش ما باشد ، در حالي که تا قيامت زنده باشد و مجازات نشود
و وکيل پاسخ داد اي قاضي خداوند از اين روي شيطان را آفريد تا اراده شما را بيازمايد
شيطاني که تنها گناهش پيشنهاد دادن به انسانهاست که کارهاي پليد انجام دهند اما انسانها در قبول يا رد پيشنهاد اختيار دارند
و شيطان هنوزم که هنوزه خداوند را عبادت مي کند و قبولش دارد اما شما پست تر از شيطان او را به محاکمه مي کشانيد
و قاضي اسلحه اش را از جيب خود در آورد و بدون هيچ اخطاري به سوي وکيل شليک کرد
و اين بار قاضي قهقهه بلندي زد و گفت : حال بگو که آيا من شيطانم اي پليد !؟
و وکيل در حالي که خون از شانه اش سرازير بود زير لب زمزمه کرد : اي کاش لااقل شيطان بوديد
و قاضي با آرامش خاصي گفت : محاکمه را ادامه مي دهيم
اتهام پنجم...
اتهام پنجم هم ثابت شد
اتهام دهم...
اتهام دهم هم ثابت شد
اتهام هزارم...
آنهم ثابت شد
و آخرين و بزرگترين اتهام :خداوند به چه حقي عشق را آفريد تا جوانان امروز اينچنين هرزه و کثيف شوند
و وکيل همه تلاشش را کرد تا آخرين دفاع را از خداوند بکند
و گفت خداوند عشق را آفريد تا نگاهبان نوع بشر باشد
خداوند عشق را آفريد تا دختر و پسر بدور از همه چيز و همه جا دل به هم ببندند تا به ابديت بپيوندند
و حال مشکل شماست که نمي توانيد خوشي اين جوانان را ببيند و نمي گذاريد تا با عشقشان خلوت کنند
و شما کثيف تر از حيوانات هستيد که با خلوت عاشقان هم کار داريد
و صداي تير خلاص به ذهن مرد ژنده پوش که افتخارش وکالت عشق بود شنيده شد
و مرد ژنده پوش کشته راه عشق شد که مرگ در آن جائي ندارد
و به ناگاه تو گوئي پژواکي از همه پرستش گاههاي جهان شنيده شد که مي گفت : اگر من به خودم تبريک گفتم بخاطر خلق اين نوع انسان بود و بس
به ناگاه در بين حاضرين ولوله اي در گرفت
اما قاضي گوش جان نداشت تا اين نداي اهورائي را که هميشه و به همه زبانها در ابديت طنين انداز است بشنود و با چکش سرخ رنگ خود که از خون انسانهاي آزاده لعاب داده شده بود ضربه اي از دور به ذهن همه حاضرين کوبيد و گفت : آن مرد را که به سزاي اعمالش رسانديم و اينک نوبت ايراد حکم متهم است
و شيطان دادستان اين دادگاه خوشحالترين فرد حاضر در دادگاه بود
پس از شنيدن سخنان وکيل متهم و با توجه به تعداد بسيار زياد اتهامهاي وارد شده و وجود دلائل و شواهد مستند و مدارک کافي و با توجه به سکوت متهم که قطعا علامت رضاست من اعلام مي کنم که
خداوندا شما در مورد همه اتهامات وارده مجرم شناخته شديد
و شما انسانها را کافر مي دانيد اگر خدائي نداشته باشند اما خود شما خدائي نداريد . پس به خودتان کافريد
پس اي خداوند من شما را کافر مي دانم و دستور مي دهم تا از اين پس همه ياد شما را اعدام کنند و شما را درگورستان ذهنشان و در قسمت کافرها به خاک بسپارند
و از اين پس شما را از درجه خدائي خلع مي کنم
جنازه اين وکيل را هم ببريد در گورستان کافرهاي بي نام و نشان دفن کنيد
ختم دادگاه را اعلام مي کنم
به احترام قاضي قيام کنيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٥ آذر ۱۳۸٦ - میثم

عاشقانه

 من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

-----------------------------------

با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو ،

بهش گفتم به خاطر هیچ کس

پرسید پس به خاطر چی زنده هستی ؟

با اینکه دلم داد می زد به خاطر دل تو

با یک چشم پر از اشک بهش گفتم به خاطر هیچ چیز .

ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی ؟

در حالی که گریه می کرد گفت :

به خاطر کسی که برای هیچ زنده است

-----------------------------------

آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت .

آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشقش شويم .

آموخته ام که اين عشق است که زخم ها را شفا ميدهد ، نه زمان .

آموخته ام که تنها کسي مرا شاد ميکند ، که بمن ميگويد « تو مرا شاد کردي »

آموخته ام که گاهي مهربان بودن بسيار مهمتر از درست بودن است .

آموخته ام که مهم بودن خوبست ولي خوب بودن مهمتر است .

آموخته ام که هرگز نبايد به هديه اي که از طرف کودکي داده ميشود « نه » گفت

آموخته ام که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم ، دعا کنم .

آموخته ام که زندگي جديست ولي ما نياز به «دوستي» داريم که لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم .

اموخته ام که تنها چيزي که يک شخص ميخواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي

فهميدنش.

آموخته ام که زير پوست سخت همه افراد کسي وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.

آموخته ام که خدا همه چيز را در يک روز نيافريد ، پس من چگونه ميتوانم همه چيز را در يک روز بدست آورم .

آموخته ام که چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد.

آموخته ام که وقتي با کسي روبرو ميشويم ، انتظار لبخندي از سوي ما دارد.

آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که ميتوان با آن نگاه را وسعت بخشيد .

آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاري ندارد.

آموخته ام که به چيزي که دل ندارد نبايد دل بست .

آموخته ام که خوشبختي جستن آن است نه پيدا کردن آن .

و آموخته ام که قطره درياست ، اگر با درياست .

و آموخته ام که عشق ، مهرباني ، گذشت ، صداقت وبلند نظري خصلت انسانهاي انسان است.

-----------------------------------

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢ آذر ۱۳۸٦ - میثم

عشق

هنوز در پی جراح زبردستی می گردم که سرنوشت مرا با تو پیوند بزند

 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

 

دفتري که بسته شد بازش نکنيد دلي که شکسته شد نازش نکنيد ياران شما را به خدا به عشق بيوفائي نکنيد يا اين که وفا کنيد تا آخر عمر يا اين که از اول آشنائي نکنيد

 

 

اگر زندگی چاپ دوم داشت هرگز نمی گذاشتم که اشتباه چاپی داشته باشد

خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦ - میثم

چند تا اس ام اس ديگه

اگه نيوتون قبل از مرگش چشماي تو رو ديده بود معناي حقيقي جاذبه را مي فهميد.

آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم . از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم. تقصير کسي نيست که اين گونه غربيم. شايد که خدا خواست که دلتنگ بميريم.


اگه کتاب زندگي چاپ دوم داشت هيچ وقت نمي ذاشتم با غلط چاپ بشه
………

ساده نوشتن چون ساده زيستن زيباست پس ساده ميگويم تا ابد دوستت دارم.

لبخند با مرگ ارتباط داره! پس تو لبخند بزن تا من برات بميرم!

خدا ميدونه كه من :فقط تو رو دوست دارم, خدا ميدونه كه تو تنها عشق مني! !خدا ميدونه كه من اين اس ام اس رو تا حالا واسه چند نفر فرستادم!!!

هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند!!!

اولي هيچكس به ولخرجي زن من نيست هميشه از من پول مي‌خواد!

دومي
با اينهمه پول چه كار مي‌كنه؟

اولي
نمي‌دونم،
چون هيچوقت بهش نمي‌دم!


خانم با عصبانيت به شوهرش گفت :
تو ديگه شورش را در مي آوري چون دائم مي گويي (( خانه ي من )) ، (( تلويزيون من )) ، (( پسر من )) !
شوهر گفت : حق با توست ديگر نمي گويم ! ولي حالا ممکن است بگويي (( شلوار ما )) کجاست!

شوهر از زنش پرسيد : چرا وقتي که من آواز مي خوانم ، تو از پنجره بيرون را نگاه مي کني و مي خندي ؟
زن جواب داد : براي اينکه مردم تصور نکنند من دارم تو را کتک مي زنم و تو داري با جيغ و داد گريه مي کني

تبليغ جديد ايرانسل: يه ايرانسل بخر، 30 ليتر بنزين ببر!!

به رشتیه میگن: زنتو با ماشین بردن... میگه:آآآآووووو...اینا بنزین از کجا گیر میارن!!

قانون 7 انيشتين: عشق در پسرها از بين نمي رود بلكه از دختري به دختري ديگر منتقل مي شود!!

چوروک لباتم؛ ميگی نه بخند تا فنا شم!

 

تهرانيه داشت واسه ابادانيه خالي مي بست مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه .... ابادانيه مي گه : ولك مگه سگت كليد نداره ؟؟؟؟ 

يه روز يه خوش غيرت به رفيقش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت كنن، زنم خالكوبي عكس خواهرتو روي شكم عباس آقا ديده!!

در پي کاهش خنده ميان مردم سوئيس مقامات اين کشور اقدام به واردات ترک کرده‌اند !

ميدوني شباهت هويج با مانتو کوتاه چيه؟هردوتاشون نور چشمو تقويت ميکنن!

تمام گلهای خوشبوی دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو میده!

انگشتتو مشت کن..... مشته؟ مشته مشته؟ حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشی دوریمو نبینی!

 

عرض سلام به بلندي بيل و به محکمي کلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي کمچه به وسعت بشکه به معرفت عمله به قدرت کارگر به ظرافت گچ کار به لطافت معمار به شجاعت صاحب كار به رشادت مهندس به صلابت جوشکار به محبت صافکار به رفاقت همکار به سر کار گذاشتن توي بيکار 

5 - 7 +9 + 12 - 35 - 6 + 4 . . . . . . . . . . . . . . . 45+ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 22+ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . هر جور حساب مي‌كنم، تو آدم بشو نيستي!

دزده مي ره خونه رشتيه اسلحه اش رو درمياره و ميگه : يا زنتو ميدي يا ميكشمت. رشتيه هم زنشو ميده به دزده .... بعدا ز كار دزده ميزنه زير خنده وميگه هه هه هه اين اسلحه قلابي بود. رشتيه هم ميگه هه هه هه اونم خواهرم بود!

می دونی فرق من با توپ چیه؟ .توپ رو باید شوت کرد تا گل بشه , اما من خودم گلم ! .حالا می دونی فرق تو با توپ چیه ؟ .توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوووتی

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦ - میثم

تاريخچه عدد صفر

یکی از معمول ترین سئوالهائی که مطرح می شود این است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به این سئوال بدنبال این نیستیم که بگوئیم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند.

اولین نکته شایان ذکر در مورد عدد صفر این است که این عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسیار مهم تلقی می شود یکی از کاربردهای عدد صفر این است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراین در عددی مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جایگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع این عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومین کاربرد صفر این است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنیم.

هیچکدام از این کاربردها تاریخچه پیدایش واضحی ندارند. در دوره اولیه تاریخ کاربرد اعداد بیشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ... بکار می برند و در اینگونه مسائل هیچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر یا اعداد منفی باشد.

بابلیها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هیچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار نمی بردند. می توان گفت از اولین نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گیومه (") بود. مثلاً عدد6"21 نمایش دهنده 2106 بود. البته باید در نظر داشت که از علائم دیگری نیز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد ولیکن هیچگاه این علائم به عنوان آخرین رقم آورده نمی شدندبلکه همیشه بین دو عدد قرار می گیرند بطور مثال عدد "216 را با این نحوه علامت گذاری نداریم. به این ترتیب به این مطلب پی می بریم که کاربرد اولیه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان یک عدد نبوده است.

البته یونانیان هم خود را از اولین کسانی می دانند کهدرجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما یونانیان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابلیان نداشتند. اساساً دستاوردهای یونانیان در زمینه ریاضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت دیگر نیازی نبوده است که ریاضی دانان یونانی از اعداد نام ببرند زیر آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند.

البته بعضى ازریاضی دانان یونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در این قسمت به اولین کاربرد علامتی اشاره می کنیم که امروزه آن را به این دلیل که ستاره شناسان یونانی برای اولین بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می نامیم. تعداد معدودی از ستاره شناسان این علامت را بکار بردند و قبل از اینکه سرانجام عدد صفر جای خود را بدست آورد، دیگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در ریاضیات هند ظاهر شد.

هندیان کسانی بودند که پیشرفت چشمگیری در اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ایجاد کردند هندیان نیز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند.

اکنون اولین حضور صفر را به عنوان یک عدد مورد بررسی قرار می دهیم اولین نکته ای که می توان به آن اشاره کرد این است که صفر به هیچ وجه نشان دهنده یک عدد بطور معمول نمی باشد. از زمانهای پیش اعداد به مجموعه ای از اشیاء نسبت داده می شدند و در حقیقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ویژگیهای مجموعه اشیاء نتیجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامیکه فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را بعنوان عدد در نظر بگیرید با این مشکل مواجه می شود که این عدد چگونه در عملیات محاسباتی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم عمل می کند. ریاضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به این سئوالها پاسخ دهندو در این زمینه نیز تا حدودى موفق بوده اند .

این نکته نیز قابل ذکر است که تمدن مایاها که در آمریکای مرکزی زندگی می کردند نیز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند.

بعدها نظریات ریاضی دانان هندی علاوه بر غرب، به ریاضی دانان اسلامی و عربی نیز انتقال یافت. فیبوناچی، مهمترین رابط بین دستگاه اعداد هندی و عربی و ریاضیات اروپا می باشد.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦ - میثم

چند تا اس ام اس عاشقانه

آرامش در زندگی بهترین چیزه پس بیا به آرامش فکر کنیم به عشق به زندگی به بهشت به زیبایی به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه ضرب المثل چینی میگه حرفای دخترا روباور نکن حرفای پسرا رو اصلا گوش نکن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک نصیحت بشنو از من کاندرآن نبود غرض :

 گر خواهی که نبینند رفیقان هنرت را بر خیز و بکش سیفون بالای سرت را

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مهم نيست که قشنگ باشي قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر...........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا می دونی فرق تو با توپ چیه ؟ .توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوووتی !!! 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام،میدونی رفیق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانایی هم معنی نداشت. اگه زشتی نبود زیبایی هم بی معنی بود. میبینی؟ دنیا به تو هم نیاز داره

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه.... آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم.... تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم...... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....ا ين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه.... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه..... اين ياهو کاشکي .....همين جوري

بمونه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست عشق ان نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته  به يادش باشي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دعاي خانم ها : خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش کنم ؛ اما قدرت نده که مي زنم لهش مي کنم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم

نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم

 چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن

دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اين همه خوني که دنيا در دل ما مي کند

 جاي ما هر کس که باشد ترک دنيا مي کند

هر زمان گويم که فردا ترک دنيا مي کنم

 تا که فردا مي رسد امروز و فردا مي کنم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦ - میثم

چند تا اس ام اس

۱- تو گاوي گوسفندي سگي خري الاغي مرغي خروسي براي فروش نداري ؟

۲- روز جهاني پوكي استخوان را بهت تبريك ميگم كله پوك.

۳- شنيدم قزويني ها با هركس كار .... ميكنن براي يادگاري يه تار موشو ميكنن ؛ خيلي نگرانتم موهات بد جوري كم شده .

۴- تو واقعا يه آدم باكلاس ، خوشتيپ زيبا ، با حال ، جذاب و خوشگلي مثل من ديده بودي ؟

۵-برو پايين

..

.

.

.

حالا برو بالا ( ورزش اس ام اسي ) همين كار رو سه ست هشتايي انجام بده .

۶- فوت .فوت فوت ، فوت فوت فوت، فووووتتتتت . ( مزاحم اس ام اسي )

۷- خدا دو تا چشم به آدم داده ، دو تا گوش ، دو تا دست ،دوتا پا اما يه دونه قلب ، ميدوني چرا براي اينكه بگرده اون يكيشو پيدا كنه .

۸- روزهايي كه بارون مي آد هر چند تا دونه بارون كه جمع كردي دوستم داري هرچند تا دونه كه نتونستي جمع كني دوستت دارم .

۹-  نيمه  شب از خواب بلند شو با خلوص نيت وضو بگير ، و دو ركعت نماز بخون بعد از نماز دست هاتو رو به آسمان بگير و  ۳۴ مرتبه بگو  ---- انرژي هسته اي حق مسلم ماست-----

۱۰- اگه اين اس ام اس رو بخوني دوستم داري . اگه پاك كني ، عاشقمي ، اگه جواب بدي منو ميخواي  حالا چيكار ميكني ؟

۱۱- وقتي اومدم چنان حالتو ميگيرم كه نفست بند بياد و از ترس دست و پاهات بلرزه همچين آبروت رو ببرم كه نتوني سر تو بالا بياري . بچه سوسول من قبض موبايلتم !!!

    ۱۲ - قدرت ديد خانوم ها : يك تار مو رو از روي كت شوهرشون پيدا ميكنن . ، موقع رانندگي تير برق رو نميبينن و ميخورن بهش .    

۱۳-      1-سيگار با اينکه ميدونه آخرش زيره پات له ميشه ولي تا آخر باهات ميسوزه.....سيگارتم رفيق

۱۳-         آخه يابو , گوسفند, الاغ, بزغاله, بوزينه, خر, گوريل, سگ, ميمون, شپش, زالو, کنه, اين همه حيوون پس چرا شير شدعه سلظان جنگل؟؟؟!!!!!

۱۴-  رمز عبور را وارد کن و وارد قلبم شو: ***** اِاِاِ بيا بيرون رمز اشتباه بود رفتي یه جای دیگه!!!! 

۱۵-   تفاوت ساعت با دوست دختر: ساعت اگه بخوابه ضدحاله ولي اگه دوست دختر بخوابه اندحاله!!!!

۱۶-   اگه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه ... اگه عاشق باشی هیچ کس نمی فهمه.... اگه درد داشته باشی هیچ کس نمی فهمه... ولی کافیه فقط یه دفعه بادول بدی تا همه بفهمن!

 ۱۷-  نگاهم در نگاهت كرد برخورد/ خدامرگت دهد حالم به هم خورد

  ۱۸--اين مسيج مخصوص ساعت 2 الي 5 بامداد مي‌باشد) محصولات ال‌جي شما را به ديدن ادامه خوابتان دعوت ميكند!

۱۹-رشتيه به رفيقش مي گه خاک بر سربي غيرتت کنن زنم خال کوبي عکس خواهرت و رو شيکم عباس آقا ديده

۲۰-رشتيه ميخواسته براي بچه اش شناسنامه بگيره از کل نام خانوادگيهاي رشت مخرج مشترک ميگيره

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦ - میثم

خوش آمديد

به وبلاگ من خوش آمدید. امیدوارم که بتونم مطالب جالبی توی وبلاگ براتون بگذارم.

اگر هم چیزی خواستید بهم بگید تا اگر پیدا کردم براتون بگذارم.

فقط خواهشا نظر یادتون نره. حتما نظر بدید.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦ - میثم